حجتالاسلام والمسلمین مصطفی رضایی پژوهشگر حوزه مهدویت با اشاره به ضرورت بازخوانی مفهوم مهدویت و انتظار اظهار کرد: یکی از مسائل مهم در جامعه امروز این است که مهدویت در بسیاری از عرصههای رسانهای، اجتماعی و حتی پژوهشی، بهصورت موضوعی ایستا، انتزاعی و منفک از معادلات جاری جهان معرفی شده است، در حالیکه مهدویت حقیقی یک جریان زنده، پویا و اثرگذار در عرصه جهانی است.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا مهدویت در برخی برداشتهای رایج به موضوعاتی مانند تولد، غیبت، ظهور و نشانههای ظهور محدود شده است، گفت: بخشی از این مسئله به نوع نگاه ما بازمیگردد. گاهی مهدویت را صرفاً در حد دانستن تاریخ تولد امام عصر(عج)، مسئله غیبت، زمان ظهور و نشانههای آن دنبال میکنیم و در نتیجه، ارتباط مهدویت با مسائل اجتماعی، سیاسی، تمدنی و معادلات جهانی نادیده گرفته میشود.
تحلیل نبض معادلات جهانی از زاویه مهدویت
رضایی افزود: این در حالی است که اگر مهدویت را درست بفهمیم، باید بتوانیم نبض معادلات جهانی را نیز از زاویه مهدویت تحلیل کنیم. حتی جریانهای رقیب نیز از ظرفیتهای مهدوی و آخرالزمانی استفاده کردهاند. برای نمونه، جریان صهیونیستی و قرائتهای مسیحیت صهیونیستی از آخرالزمان، بهویژه در قالب نظریه آرماگدون، سالها در غرب بازنمایی شده و از طریق رسانه، سینما و هالیوود توسعه یافته است.
وی ادامه داد: این نگاه آخرالزمانی فقط یک بحث اعتقادی باقی نمانده و در حوزههای اقتصادی، سیاسی، نظامی و حتی جهتگیریهای مالی و تسلیحاتی نیز اثر گذاشته است. سرمایهگذاری گسترده جریانهای یهودی و صهیونیستی در این حوزهها را نمیتوان از این منظومه اعتقادی جدا دانست. حوادثی مانند عملیات طوفانالاقصی نیز بخشی از این معادلات را با چالش جدی مواجه کرد.
فهم مهدویت در چهار سطح
این پژوهشگر حوزه مهدویت با بیان اینکه میتوان برای فهم مهدویت چهار سطح از نگاه را در نظر گرفت، گفت: در سطح نخست، با یک مهدویت عبادی و منفعل مواجه هستیم؛ یعنی فرد برای امام زمان(عج) دعای ندبه میخواند، بعد از نماز برای سلامتی و فرج حضرت دعا میکند و همین را وظیفه اصلی خود میداند. این اقدامات ارزشمند است، اما نمیتواند تمام حقیقت انتظار باشد.
وی افزود: سطح دوم، مهدویت دفاعی و پاسخگوست؛ یعنی فرد در برابر شبهات پاسخ میدهد، فرقههای انحرافی را معرفی میکند و از اعتقادات مهدوی دفاع میکند. این مرحله نسبت به مرحله نخست یک گام جلوتر است، اما همچنان عمدتاً رویکردی دفاعی دارد.
رضایی ادامه داد: سطح سوم، مهدویت نشانهمحور و جغرافیامحور است. در این نگاه، بخش زیادی از توجه افراد به شناسایی سید خراسانی، سفیانی، یمانی و جغرافیای ظهور معطوف میشود. این مسئله بهگونهای مطرح میشود که گاهی افراد تلاش میکنند شخصیتهای سیاسی معاصر را با شخصیتهای موجود در روایات تطبیق دهند.
وی با اشاره به تجربههایی که در این زمینه شکل گرفته است، بیان کرد: حتی درباره شخصیتهایی مانند رهبر شهید انقلاب، سالها برخی افراد تلاش کردند ایشان را با عنوان سید خراسانی تطبیق دهند، در حالیکه خود ایشان تصریح کرده بودند که نباید وارد چنین مباحثی شد و این تطبیقها قابل اتکا نیست. بعد از شهادت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(قدس الله نفس الزکیه) نیز کسانی که سالها بر چنین تطبیقهایی تأکید کرده بودند، با پرسشهای جدی مواجه شدند.
این پژوهشگر حوزه مهدویت تصریح کرد: سطح چهارم، مهدویت تمدنی و فعال است؛ یعنی انتظار را در سطحی فراتر از فرد و حتی فراتر از یک جغرافیای خاص ببینیم. مهدویت متعلق به همه بشریت است و ظهور نیز نیازمند فراهم شدن مجموعهای از شرایط در مقیاس جهانی است. این همان چیزی است که میتوان از آن با عنوان «انتظار تمدنی» یاد کرد.
وظیفه منتظران چیست
وی در پاسخ به این پرسش که مهمترین وظیفه منتظران در این نگاه چیست، گفت: برای ظهور سه اراده را باید از یکدیگر تفکیک کنیم؛ اراده الهی، اراده امام و اراده انسان. اراده خداوند متعال نسبت به ظهور قطعی و جهتدار است و اراده امام عصر(عج) نیز در مسیر اراده الهی قرار دارد، اما اراده انسان میتواند در تحقق این امر نقش داشته باشد و حتی موجب تأخیر شود.
رضایی افزود: بنابراین، مسئله اصلی برای ما ایجاد آمادگی و تغییر در ارادههای انسانی است. اگر قرار است جامعه برای ظهور آماده شود، این آمادگی باید در چهار سطح شکل بگیرد؛ نخست آمادگی فردی، دوم آمادگی ملی، سوم آمادگی امت اسلامی و چهارم آمادگی جهانی.
وی بیان کرد: در سطح فردی باید انسان منتظر ساخته شود؛ در سطح ملی باید یک ملت آماده و دارای ظرفیتهای لازم شکل بگیرد؛ در سطح امت، مسلمانان باید از وضعیت پراکندگی و انفعال خارج شوند و به یک امت منسجم، فعال و اثرگذار تبدیل شوند و در سطح جهانی نیز باید شرایطی ایجاد شود که بشریت از معادلات مادی و نظامهای مبتنی بر کفر و سلطه فاصله بگیرد و به اضطرار نسبت به وجود منجی برسد.
این پژوهشگر حوزه مهدویت اظهار کرد: امروز در سطح ملی، جمهوری اسلامی ایران گامهای مهمی برداشته است. میتوان از مفهوم «ملت مبعوث» سخن گفت؛ یعنی ملتی که در یک مأموریت تاریخی و الهی برای حرکت بهسوی ظهور قرار گرفته است. ملت ایران در این مسیر اقدامات مهمی انجام داده، اما این مسیر هنوز به پایان نرسیده و نیازمند استمرار و تقویت است.
وی ادامه داد: مرحله بعدی، بعثت امت است. امت اسلامی هنوز با وضعیت مطلوب فاصله دارد و یکی از موانع اصلی در این مسیر، حضور و نفوذ آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه است. البته این حضور فقط به پایگاههای نظامی محدود نمیشود و لایههای مختلفی دارد. در یک پژوهش، حضور آمریکا در منطقه در شش یا هفت لایه بررسی شده که تنها یکی از آنها حضور فیزیکی و نظامی است.
ظهور یک پروژه لحظهای نیست
رضایی با تأکید بر اینکه ظهور یک پروژه لحظهای نیست، گفت: ظهور را باید یک فرآیند دانست، نه یک پروژه که در یک لحظه آغاز و تمام شود. همانطور که انسان برای رسیدن از یک شهر به شهر دیگر مسیر را مرحلهبهمرحله طی میکند، جامعه بشری نیز باید در مسیر ظهور مراحل مختلفی را پشت سر بگذارد.
وی افزود: از بین رفتن رژیم صهیونیستی یکی از مراحل این فرآیند است، اما قله این مسیر نیست. اگر از یک نگاه تمدنی سخن میگوییم، باید بدانیم که قله، ظهور حضرت ولی عصر(عج) و شکلگیری تمدن جدید است و نابودی صهیونیسم تنها یکی از موانع موجود در مسیر محسوب میشود.
رضایی با اشاره به سخنان مطرحشده درباره افق ۲۵ ساله رژیم صهیونیستی بیان کرد: از این بازه زمانی حدود ۱۰ سال گذشته و ۱۵ سال باقی مانده است. این زمانبندی را نباید صرفاً یک شعار سیاسی دانست. رژیم صهیونیستی در روندی قرار گرفته که میتواند با اقدامات خودش این فرآیند را نیز تسریع کند.
وی با اشاره به نشانههای تضعیف رژیم صهیونیستی گفت: امروز حتی در داخل جامعه اسرائیل نیز درباره آینده این رژیم نگرانیهای جدی مطرح میشود. یکی از شاخصهای مهم، مسئله مهاجرت معکوس از سرزمینهای اشغالی است. در ادبیات سیاسی رژیم صهیونیستی نیز بارها از جنگ وجودی سخن گفته شده است.
این پژوهشگر حوزه مهدویت افزود: بنیامین نتانیاهو در مقاطعی جنگ موجود را جنگی وجودی معرفی کرده و آن را به معنای این دانسته که یا اسرائیل جمهوری اسلامی ایران را از بین میبرد یا خودش از بین خواهد رفت. همچنین برخی فرماندهان سابق رژیم صهیونیستی از شکلگیری حلقهای از آتش در اطراف این رژیم سخن گفتهاند.
وی تصریح کرد: راهبرد جمهوری اسلامی ایران لزوماً این نیست که میلیونها اسرائیلی را از بین ببرد، بلکه ایجاد شرایطی است که زمینه مهاجرت معکوس و خروج داوطلبانه آنان از سرزمینهای اشغالی فراهم شود. اگر این روند تشدید شود، میتواند فرآیند فروپاشی رژیم صهیونیستی را سرعت ببخشد.
آیا در آستانه ظهور قرار داریم
رضایی در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان گفت اکنون در آستانه ظهور قرار داریم، گفت: باید از دو نگاه افراطی فاصله بگیریم؛ یکی استعجالمحوری و دیگری استبعادمحوری. نباید ظهور را آنقدر نزدیک بدانیم که تصور کنیم حتماً فردا اتفاق میافتد و نباید آن را آنقدر دور تصور کنیم که بگوییم شاید ۵۰ یا ۱۰۰ سال دیگر رخ دهد.
وی تأکید کرد: نگاه صحیح این است که انسان «مترصد و آماده» باشد؛ یعنی هر لحظه خود را برای ظهور آماده کند، بدون اینکه گرفتار تطبیقهای عجولانه و پیشبینیهای قطعی شود. استعجال باعث ناامیدی و سرخوردگی میشود و استبعاد نیز موجب قساوت قلب، بیتفاوتی و فاصله گرفتن از مسئله ظهور خواهد شد.




نظر شما